خرید بک لینک

درباره سایت

نیا

امکانات وب

هیجده سالم که بود مجبور شدم یک نفر رو فراموش کنم و چون بلد نبودم٬ مثل بچه ها گریه میکردم. آدمها برام پر از حرفای نامفهوم بودن... حرف هایی مثل «بعدا به حال این روزهات میخندی» یا «جاش رو آدمهای دیگه پر

برچسب: نویسنده: رویا توکلی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 18:16

خدای زیبای مهربون یادمـه ماهها پیش اینجا نوشته بودم مواظبم باش. امروز میفهمم که تو همیشه مواظبم بودی، از همون کودکی... امروز بهترین حال رو دارم و بهترین آینده رو برای خودم تصور میکنم. خدای من، ازت م

برچسب: نویسنده: رویا توکلی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 18:16

صفحه بندی